دوست دارم هزار بار سلام کنم
ولی صدای منو کی میشنوه؟
هچکس هیچکس
به همین راحتی
حلا این منم که عمرم بی تو داره تموم میشه
مي خوام بنویسم
دیگه می خوام فریاد بزنم، میخوام بارون بزنه توی دلم، میخوام بارون بزنه و تمام ابرای دلم آب بشه تو خودم. می خوام مثل آسمون که بعد بارون تمام بدی این دنیا رو از یاد میبره منم گذشته هارو از یاد ببرم آخه تودلم بارون زده، تو دلم حال وهوای بعد از بارون هست . بیا با من که می خوام روی موجاي دلم بازی ت بدم .آره بازی کردن قشنگه پس بیا دستمو بگير که می خوام بچه بشم ،که می خوام بگم بعد بارون رنگین کمون هست، که میخوام بگم بعد شب سپیده هست كه داره برامون دست تکون میده. تو می بينيش! داره برای من چشمک میزنه میبینی چقد نزدیکه...! پس دستمو رها نکن که قطار از دور زوزه میزنه که یا برین یا بمیرین. آره اگه تو بری من می مونم و می میرم .
اگه تو بگی بمیر دیگه براي چی زنده بمونم؟؟؟ اگه تو بگی نمی خوام بیام، پس پاهامو میخوام چی کار!!! اگه تو بگی دوست ندارم دیگه نمی خوام کسی منو دوست داشته باشه ،اگه بگی نگام نکن چشمام از قصه می میرن اگه بری سر شونه هام خستن..........!
اگه بری میمیرم فرصت بده عزیزم ...
میخوام بگم عاشقم برات دارم میمیرم، من با تو جون می گیرم !
می خوام بهت بگم برو ای مسافر من، من دیگه کارم تمومه
آسمون گریه رو تموم کن دیگه بسه، بسه، بسه... گریه نکن میخوام بگم میرم از این جا از همه جاهای دنیا ولی کجا ؟! کجا رو دارم برم؟ من که هرجا میخوام برم میرسم به در خونه شما! ديگه خورشید تو آسمون نیست خورشید خانم باهام قهر کرد باهام حرف نمی زنه
بهم میگه چی میخوای دلم گرفته، براي چی گریه می کنی چیه دلم شکسته. واسه کی داری گریه می کنی چیه دلم غریبه چی دیدی داری گریه می کنی میگي گذاشته رفته اونی که مثل نفس تو بود ...
خورشید خانم من دیونست!!! نمی دونم چرا ولی همیشه من بهش می گم دیونه.اونم بهم میگه اگه منه دیونه نبودم کی می خواست حرفای تورو گوش کنه.
همیشه خورشید خانم از دست من ناراحته بازم نمی دونم چرا .
دلم دیگه این زندگی رو با این همه درد نمی خواد
بعضي موقع ها نا کجا آبادمو تو طناب دار می بینم ولی می ترسم از خدام. دوستم میگه اگه تو از یه چیزي بترسی اونم خداته ولی میگم من از یه چیز دیگه شاید بیشتر میترسم اون چیزم دوربودن برای همیشه از تو...
به راستی میترسم يه روزی میگفتم بجز ترس از چیز دیگه نباید ترسید ولی حالا میگم باید از عاشق شدن ترسید باید اون وقت بترسی که به معشوقت میگی دوست دارم!!!
سلام تو شروع آشنایي ها نوید مهربانی هامان هم زبانی ها فروغ تاریکی ظلمت بود...
(پ. ن: متن بالا برگرفته ازایمیلی بود که چند روز پیش از یه دوست دریافت کردم...!!!)
